وبلاگها برای که آپلود میشوید؟

وقتی تمام وبلاگها را فیلتر میکنند آدمی با چه انگیزه و برای کدامین مخاطب قلم فرسایی کند؟ سونامی فیلترینگ کلیه وبلاگها را در مینوردد تا محدودیت رسانه ها در نظامی که مدعی آزادی مطلق است گامی را به جلو بردارد که دفعات مشاهده شده  آن در سایر کشورها به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد. در کشوری که سابقه تاریخی و فرهنگی آن به اندازه حضور بشر در زندگی اجتماعیست اکنون اجتماعات مجازی در این دیار همچون خاریست که بر چشم حاکمانش سنگینی میکند و ایشان تمامی حربه های لازم را جهت قطع این ارتباطات بکار بسته و خواهند بست.
وقتی سحر گاهان با وارد کردن آدرس وب لاگتان صفحه منحوس بیایید ببینید برایتان چه سایتهای خوبی پیش بینی و مهیا کرده ایم در مقابل چشمانتان ظاهر میشود همچون کودکی جدا افتاده از مادر به آخر و عاقبت خاک پر گهر می گریی. نویسندگانی که علیرغم خواسته خود محکوم به بازنشستگی میشوند این روزها سراسر میهنم را به عذای نابخردی قومی نشسته اند که در ابرهای سیاه ذهن بیمارش راه حلی بجز حذف را نمی اندیشد و ای کاش که اندیشه ای در کار بود. تنقس در این هوا الهام بخش بی خردی مطلق بر فطرتهای پاکی است که به دنبال ارتقای آگاهی در میان همنوعان خویش هستند. بی هیچ سلاح خونریزی در جنگ ناجونمردانه ای پای گذاردیم تا مرهمی بر رذالت اخلاقی مدعی شویم و امید کاهش آن تعفن، مشوق مان بود و ابزارمان این چند نوشته بی خشونت که میتوانست از آلت قتاله و زندان دیوان مست برنده تر و موثر تر باشد. بی صدا بی هیچ حضوری در میادین و بی هیچ شعاری تنها با حروفی قرار دادی مبارزه را به جایی رسانیدیم که مدعی مقهور قدرت تاب نیاورد و از ترس همه گیر شدن ویروس آگاهی دست به دامان فیلترینگ بنیادین وبلاگهایی که در محدوده کنترلش نبودند شد.
با نهایت تاسف این ضایعه ناگوار را به کلیه وبلاگ نویسان راه آزادی و آگاهی صمیمانه تسلیت عرض میکنم. 

تا دیر نشده خبر رسانی کنید! حاکمیت در پی شیطنت است.

پیش از این جهان را سبز می دیدم
با همه خنیاگران زردک اندیشش

در این واپسین ساعات آرامش قبل از طوفان که نسیم متعفن تذویر و ریا در هوای کشور پراکنده شده بلبلان رجز خوان ولایت از پشت دژهاشان آوایی بهتر از کلاغان باران زده نمی سرایند.
با قدرت گرفتن جنبش و افزایش فشارهای داخلی و خارجی بر نگهبانان میراث خائنین از یک سو و دلهره رسیدن موج انقلابهای مردمی جهان عرب به اریکه ضحاک ایران از سوی دگر، حکومت قداره بند را در نهایت تساصل قرار داده و آنها را در شرایطی قرار داده تا تیر خلاص خویش را بزنند.
با امنیتی شدن بی دلیل فضای شهر و تبدیل شهر به پادگان درندگان در شرایط کنونی به نظر میرسد حکومت در فکر اقدامی است و در نظر دارد پیشتر از آنکه کنترل شرایط را از دست دهد پیش دستی کرده و نیروهای خود را به حالت آماده باش درآورده است.
با توجه به سخنان مقامات در روزهای اخیر احتمال دستگیری یا حذف رهبران جنبش پر رنگتر از سابق شده است. بنابراین در صورت تداوم این شرایط باید قبل از عملی شدن این واقعه جنبش را آماده رویارویی جدی با مزدوران نمود تا فکر این اقدام را برای همیشه از اذهان فاسد خود دور کنند.
باید به ایشان نشان داده شود که بدون این عزیزان جنبش سبز و مردم معترض متانت را کنار خواهند گذاشت و برخورد جدیتری با آنها خواهند کرد.
لطفا اطلاع رسانی کنید.