آیت الله خامنه ای درکنار مردم قرار گرفت!

طی روزهای اخیر با حوادثی که در آستانه تشکیل دولت دهم و در بدنه دولت نهم بوقوع پیوست، برای برخی این سوال مطرح شد که آیا احمدی نژاد بعنوان شخصی که در ظاهراً سکان دولت را بعنوان ریاست در دست گرفته رهنمودها و موازین رهبری را تمکین مکند؟ و همچنین تردیدها درباره یک جانبه گرایی و تندروهای مستقل احمدی نژاد از دایره حکومتی را پر رنگ تر نمود. بیش از همه این جناح اصولگرا و نهاد رهبری بود که تحرکات و تمهیدات او را در مقابل خود میدید و هر چه تلاش کرد تا این موضوع در چهار چوب درون حزبی خود حل و فصل شود حاصل نشد.
علی رغم رضایت احمدی نژاد وقتی مشاعی از معاونت اولی استعفا کرد بلافاصله احمدی نژاد برای نشان دادن میزان رنجش خود از اصحاب خود و بخصوص رهبری، او را به ریاست دفتر خود منصوب کرد و علاوه بر آن نام علی کردان را نیز بار دیگر بر سر زبانها انداخت تا عمق اندوه خود از عدم حمایت همه جانبه اطرافیانش را بروز دهد و قبل از آن هم برای اینکه به همگان نشان دهد حرف آخر را او خواهد زد و باقی اجازه ندارند در حیطه اجرایی و نظری او بجز همراهی واکنش دیگری را از خود نشان دهند مصائب خروج از اعتبار دولت نهم را به جان خرید و دو وزیر دیگر را به جمع وزرای اخراجی قبلی به بیرون از زمین دولت هدایت نمود.
واکنشها پس از این اقدام احمدی نژاد در میان خودی ها! نیز بالا گرفت تا جایی که سیلی از انتقادات نمایندگان و منصوبین را بهمراه داشت. با توجه به اخبار های منتشره: نامه سه تن... به رهبر! و نامه پنج تن به رهبر و اعتراض 220 نماینده و قبل از آنها موضعگیری سخت تر موسوی در مورد رهبری اعتراضات نشان میدهد که شکاف در سطوح بالا حتی بین خودی ها با احمدی نژاد بیش از آن چیزی است که از دیگر از دیده ها پنهان بماند. البته در این شرایط ممکن است موضع محکمتر موسوی بدلیل نامه خامنه ای بوده باشد تا به نحوی از فرو پاشی جلوگیری بعمل آورد.
با چنین مقدماتی پیش بینی آینده کاری دولت سخت تر از همیشه خواهد بود، چرا که اکنون تئوری کودتای دولت بیش از گذشته به عمل نزدیک شده و این موضوع با توجه به نامه ها و اظهارات نمایندگان به نهاد رهبری اذهان ایشان را از بوقوع پیوستن سقوط جمهوری اسلامی و برخاستن حکومتی مرتجعتر و رادیکالتر مشوش ساخته است، و این ذهنیت که حتی اطرافیان هم از دست عزل و استعفای اجباری این دولت مصون نخواهند بود خاطر آنها را آزرده تر نیز خواهد ساخت.
با در نظر گرفتن احتمال سایه افکنی نظرات احمدی نژاد بر نظرات ایت الله خامنه ای احتمال اینکه نهاد رهبری نیز تحت حرکت کم سابقه بخواهد صراحتاً از مواضع احمدی نژاد انتقاد کند کم نخواهد بود که در اینصورت دولت یا باید مسیر خود را به حکومت فعلی نزدیک سازد و یا اینکه رهبری را نیز عزل کند! حال این سوال مطرح میشود که آیا رهبری نیز مانند برخی روحانیون در کنار مردم قرار خواهد گرفت؟!

سخنی با وب گردان

شاهد شما بیان کننده این واقعیت است که هر عمل و عکس العملی در جوامع امروز خواه در ایران خواه در هر نقطه دیگری از جهان از نظرها دور نخواهد ماند و آگاهی مردم میتواند شاهد و گواهی بر اعمال و حرکات هر جنبدنده ای باشد.
هم اکنون شاهدین شما از رگ گردن به شما نزدیکتر شده اند تا دیر نشده توبه کنید که ملت ایران بخشنده تر از آنست که بخواهد بار دیگر خونی ریخته شود.
نام مستعار نویسنده پیکاشو بوده که از القاب قدیمی منسوب به اینجانب است و کلیه مطالب درج شده در این بلاگ نظرات و برداشتهای شخصی نویسنده از مسائل و اخبار روز است و هر گروه و یا فردی میتواند از این مطالب کپی و نقل قول تهیه نماید.
به امید روزی که اسامی مستعار تنها برای پنهان شدن در پشت آن نباشند.

یک خط و دو نشان

در نامه آیت الله خامنه ای جهت برکناری رحیم مشاعی طنز ظریفی به چشم میخورد که با کمی تامل میشد دید که ناگفته ها به نحوی گفته شده است.
این نامه سه خطی در یک برگ کاغذ ساده و بدون سربرگ و مهر حکومتی به رسم الخط رهبری و امضای شخص ایشان در صفحه نخست یکی از روزنامه های طرفدار رهبری به چاپ رسیده بود، و این سادگی خود نوعی آزرده گی خاطر و قطعیت را در نگاه خواننده القا مینمود.
نکته جالبتر این نامه آنجا بود که رهبری نوشته بودند آقای اسفندیار رحیم مشاعی و در کمال تعجب با اضافه کردن کلمه جناب با باز کردن یک ابرو بالای کلمه "آقای" بجای باز نویسی دوباره سه خط نامه ناقابل به بیننده نامه میزان خشم و کدورت نویسنده را از نامبرده نشان می داد. اما با این حال ظواهر امر نشان میداد که نویسنده به دلایلی نمی خواهد تا خواننده را آزرده خاطر سازد و دست آخر لابد قبل از آنکه آن را به صندوق بیاندازد یک جناب به ابتدای آقای رحیم مشاعی اضافه نمودند. باید امیدوار بود که هنوز این هواداری از روی نزدیکی نظرات خواننده به نویسنده باشد و نه از سر اطاعت رهبری و نفوز احمدی نژاد در بیت، چرا که در این صورت حوادث بسیار خطرناکی نه تنها برای مردم داخل که برای بشریت را باید انتظار بکشیم.

حمايت يا ترس

بعد از جبهه گيري كاملا واضح آقاي خامنه اي به پشتيباني از محمود احمدي نژاد ايشان ترديدي براي آحاد امت خود باقي نگذاردند كه خواست او بايد خواست همگان باشد. اين امر نيز در جامعه بدانجا رسيد كه شعارها در ميان مردم معترض به جملاتي بر ضد ايشان بدل گرديد. چندي پس از نماز جمعه جنجالي ايشان جو آنچنان متشنج گرديد كه امروز كسي گمان نمي كرد كه مردم تا اين نقطه پيشرفت نمايند.
اما پس از جنجال اخير در مورد مشاعي اتفاق تازه اي روي داد احمدي نژاد نتنها به حامي روحاني خود در مورد مشاعي جواب نداد بلكه با ترك جلسه هيئت دولت و قرار دادن مشاعي بعنوان رياست جلسه آشكارا از دستور رهبري سر باز زد. واكنشها از هر دو طرف بسيار تند بود تا جايي كه وزرا با احمدي نژاد برخورد نمودند و او هم آنها را علي رغم اينكه ميدانست طبق قانون بايد براي دولت خود از مجاس راي اعتماد بگيرد تن به اين كار داد. در اينجا يك سوال پيش آمده و آن اين است كه آيا هنوز رهبري قدرت لازم را در كشور دارد يا نه؟ اگر اين طور نيست آيا نميتوان گفت كه ايشان با حمايت خود از احمدي نژاد تنها بدنبال سر پوش گذاردن روي كودتاي خزنده سپاه طي سالهاي اخير بودند؟ و اگر اين طور است ديگر نميتوان ايشان را قدرت اول به حساب آورد.