چه بر سر قاضی مرتضوی می آید؟

حکومت اسلامی ایران پس بنیانگذار خود برای افرادیکه آن را به نحوی قبضه نمودند یک بایگانی ایجاد نموده است و افرادی را که از لحاظ قانونی قادر به ماندن بر سر مقامی نبودند را به این بخش منتقل نمود و این بخش بایگانی همان مجمع تشخیص مصلحت نظام ميباشد. وقتی هر انسان روشن و آگاهی به سوابق درخشان این قاضی ارجمند نگاه میکند واقعا به این نتیجه میرسد که چنین جایگاهی برای چنین شخصیتی بسیار ناچیز است و در این مجمع حکومت نخواهد توانست تا از تمام ظرفیت های این بزرگوار استفاده نماید و همانطوری هم که از ظاهر ایشان نمایان است هنوز هم که وقت بازنشستگی ایشان فرا نرسیده است و اگر امروز ما به فکر یک شغل مناسب و در خور این شخص فرحیخته نباشیم بی ارتباط نخواهد بود که بگوییم حکومت با یک موتور خاموش حرکت خواهد کرد در اینجا همانطور که از اشتیاق شما هم در مورد این مقام والای ولایی به برخی از خدمات به جد مثر ایشان اشاره مینمایم
هیچ احدی در این کره خاکی همچون ایشان در ساختن پرونده های ریشه دار و شجره نامه دار نمیتواند تمام انصاف و عدل را برای محکوم یا محکومین ادا نمایدهیچ کس تا به این اندازه از خوشنامی و لطافت حضور در جلسات و دادگاهها و سلولهای انفرادی برخوردار نبود حتی لهن صحبت ایشان به گونه ای بود ایشان چه در سلول انفرادی ویا صحن علنی دادگاه از یک گفتار خاصی بهره میبردند و گویی انسان را به مشاهده ملکوت تشویق مینماید هرفردی که در محبس خانه ایشان را دیده به نوازشهای پدرانه او کاملاً واقف است و همواره گفته و خواهند گفت که آن لحظات فراموش نشدنی هستندحضور ایشان در پرونده گاهی آنقدر برای محکوم آنقدر ایجاد ذوق مینمود که در چندین مرود برخی از آنها از فرط خوشحالی فدا میشدند اصلاً ایشان سراپا عشق و ایثارند در این مورد خاص میگویند که خانم زهرا هم در انفرادی پس از شنیدن نام ایشان حتی خیلی قبل از آنکه ایشان را ببیننداز فرط خوشحالی به پرواز درآمدند و سراشان به سقف چسبید و فدا شدند اصلاً این شخص اگر در پرونده ای حضور داشته باشد حتی محکوم پس از طی دروه محکومیت خود باز از روی ایشان احساس شرمندگی نموده و خود به خود از دوباره بر سر کار آمدن سر باز میزند همانگونه که برادر متنبه شده آقای کرباسچی عمل نمودند این جانب نیز به شخصه به این همه توانایی در این برادر متعهد ایمان دارم و امیدوارم مسوولان امر یک فکری به حال این برادر نمایند بنده به عنوان یک امری که واقعاً فقدان آن را هر ایرانی در حکومت احساس میکند پا را از گلیم فرا تر مینهم و طرحهایی برای تجلیل و گرامیداشت از ایشان را در این وبلاگ پاره به رشته کلید در میاورم
یک) تشکیل مجمع قضات مصلحت اندیش نظام این مجمع به ریاست این بزرگوار باشد و مادامی که ایشان در عرصه حیات هستند در این سمت باقی بمانند وتا همگان به رهنمودهای ایشان در مورد پروسه بازداشت کردن تا به دادگاه کشاندن و نحوه پرونده سازی و بررسی پرونده ها و یا حتی تاسیس بازداشتگاههایی که متحمان با آسایش بیشتری در آنجا به ترک گناهان خود بپردازند گوش فرا دهند
دو) اهدای چندین دکترای افتخاری نه! دکترای واقعی به ایشان جهت پاسداشت تنها گوشه ای خدمات این محبوب دوستداشتنی در رشته های: 1)دکترای فرایند حل پرونده های عجیب براندازی 2)دکترای رسیدگی به امور متهمان بدون هیچ گونه درگیری فیزیکی این مدرک از لحاظ بین المللی نیز دارای برجستگیهایی میباشد که شاید در آینده به این موضوع بپردازیم 3)دکترای حرفه ای در امور شناسایی قتلهایی که از جنس زنجیری و فنری و گازانبری هستند4) دکترای سر نخ یابی و راز گشایی پرونده های سخت با سرعت کمتر از 48ساعت
به علاوه باید نام ایشان را در فهرست کتاب رکوردهای گینس نیز ثبت کرد به چند دلیل اول اینکه این برادر ارجمند تا به حال در هیچ پرونده ای شکست نداشته و از آنجایی که فیلم آن هم در آرشیو صدا سیما موجود است میتوان به این موسسه ارائه نمود تا اگر شک و شبه ای برای کسی وجود دارد برطرف شود
اما در پایان امیدوارم که با این همه تعریف از این برادر! ایشان چشم نخورند و یکهو از جانب یک جریانی خاص پرونده ای برای ایشان ساخته نشود و ایشان از مسیرهای منتهی به برادر مومن و مخلص سعید امامی سر در نیاورند البته از آنجایی که ایشان صاحب افتخارات بیشماری هستند و تجارب بیشماری را نیز کسب نمودند بعید است که کسی بتواند ایشان را متهم سازد اما ما فرض محال میگوییم که مبادا بگویید این نویسنده چشمش شور بود قاضی مارا چشم زد

مطلبي چند در باب فارسي وان

باید توضیح بدهم که به دلیل سرعت پایین در روزی که رخداد این مطلب را آپ کرده نتونستم این مطلب را تو بلاگ بذارم.
امروز در سایت خبری رخداد مطلبی را در مورد کانال جدید الحداث فارسی وان دیدم که جای یک کمی بحث داره. این کانال که به تازگی باز شده فاطی خانومو که کلی خانوم سیاسیو و انقلابی (از نوع ملونش) بوده به یک فرد کمتر دو آتیشه تبدیل کرده و توی 24 ساعت شبانه روز یک کمی بیشتر از قبل خودشو از سیاست دور میکنه به تماشای این کانال فارسی مینشیند. سایت خبری رخداد توی مقاله خودش نوشته بود که این شبکه از طرف یک یهودی استرالیایی (رابرت مرداک) اداره میشه و هدف اون نشانه گیری قلب خانواده های ایرونی و میخواد اونها رو بی اعتبار کنه و از بین این سریالها به سریال ویکتوریا بیشتر اشاره کرده بودند. گویا نویسنده مقاله هم مثل من به کارکترهای این سریال مخصوصاً پسر جووووونه آلرژی داره! در این باره باید یه سری نکات رو بازگو کنم تا بشه یه جورایی بهتر وضعیت را درک کرد.
1. من در نظر سنجی که توی برو بچ محل فاطی خانومینا انجام دادم دیدم که این کانال نیومه داره میترکونه و یکی از همین روزاست که تبلیغ پشت تبلیغ مزاحم پخش سریال های اون بشه و همه رو دیوونه کنه آخه تازه مردم دارن میفهمن که توی تلویزیون قبلتر ها چطور فیلم مهاجر و عملیات کرکوک و کانیمانگا و عقابها و هزارتا فیلم اکشن مقدس دیگرو یه سره میدنو حال میکردن (مربوط به دهه هفتاده دوستان زیر 25سال به یادشون نمیاد واسه همینم هست که فاطی خانومینا و دوستاش دارن از فرصت سو استفاده میکنن). پس این سریال و سریال ها از نظر محبوبیت آمپر چسبوندن. ممکنه تا اینجا گزارش هشداری رخداد درست از آب دربیاد.
2. سلام بی زحمت در رو باز کنین ما اومدیم به شما تجاوز فرهنگی بکنیم (این حرفی که مرداک با احداث شبکه فارسی وان میزنه به روایت سایت رخداد) به ریم تو شهر یه چرخی بزنیم، نه بابا از جاتون تکون نخورید اگه فیلتر شکن دم دستون هست توی گوگل بنویسید داستان (اگه ورژن جدیدی باشید خودش براتون یک سری پیش نمایش میاره تا شما رو راحت کنه) روی داستان های سکسی کلیک کنید تا لیستی از وحشتناک ترین تخریبهای اجتماعی را با تاریخهای ریجسترشده ما قبل ADSL و هوشمند و غیره را ببینید از تمام علائم ریاضی مثل ضربدر و جمع و ... و در میان تمامی اقشار و افراد خانواده و لایه های اجتماعی میتونید خاطره های واقعی و خیالی رو بخونید. آیا این درست که بگیم این شبکه هه داره این کارو پایه گذاری میکنه؟ و از همین فرداست که ما خانوادمونو از دست بدیم!
3. یه سوال آیا وقت اون نرسیده که قضاوت رو به خودمردم واگذار کنیم؟ در اینجا یک موضوع اجتماعی را با هم مرور خواهیم کرد.وقتی چشمامو باز کردم دور و بر من پر کمیته بود هرگز بوی تنم را باد به سوی مدارس دخترانه نبرد. دخترها پسرها جدا از هم در ماتم و التهابو و عشق خیالی سوختند و زندگی ها را فرسودند. به گفته یک شاهده تا همین سه سال پیش با مادرش میرفته سر کار تا پسرا نگاهش نکنن. کمی آزادی سعی کردم با یکی دوست بشم ببینم چیه این دوست پسر که میگن اصلاً چه شکلییه؟ بعد از هفت ماه هر روز با سه نفر قرار داشتم و خسته شدم از بس مثل منشی های بیل گییتس جواب تلفن دادم. یک سال بعد هر 15روز یکی رو تور میکردم و میرفتیم مهمونی و پارتی، شش ماه پیش از این کارها خسته شدم و حالا میگم کاش تو دوران دبیرستان این را تجربه کرده بودم در این صورت الان دو تا بچه هم داشتم. این جلوگیری های مزخرف توی جامعه خیلی از خانواده ها رو از هم پاشید. تازه این خوبشه که ازدواج نکرده و به قولی شیطنت خودشو قبل ازدواج کرده و حالا زن زندگی رو در سیمای خودش احساس میکنه. من خودم به شخصه چندتا مورد دیدم و شنیدم که دختره یا پسره بعد از 5ماه با دوست های قبل از ازدواجشون رابطه پیدا کردن و حتی در مواردی با اینکه بچه دار شده بودن زندگی مشترک رو فدای احساسات خارج از خانه کردند. البته ما حق نداریم اونارو محکوم کنیم چون جامعه سلامت خودشو از دست داده! از طرفی ما اومدیم کارو فعالیت و گرفتیم با مانوورهای مختلف انضباطی جوونترها رو هیچی پیر ها رو هم مورد آسیب اجتماعی و روانی مقوله سکس قرار دادیم. (حالا خوبه ما مسیحی نیستیم واگر نه برای ازدواج کردن هم باید اعدام میشدیم) به نقل از روزنامه اعتماد ملی در یک ستونی از این روزنامه از روزنامه دیگری نقل شده بود که قوانین و نظامهای اجتماعی در ایران مانند حجاب اسلامی باعث نشاط جنسی در جامعه شده و منجر به شکوفایی تخیل جنسی در میان مردم گشته. که باید در این رابطه یک مقاله مفصل بنویسم و اینجا جاش نیست. کار نیست، تفریح نیست، نشاط نیست، امید در جامعه نیست، همسر بی دردسر نیست، قوت لایموت نیست پس چی هست؟ اعتیاد و دزدی و دشنام و مدرک تحصیلی و فرار از مملکت و مزاحمت برای نوامیس و زن شوهر دار و بچه و کودک و خواهر و مادر و ... (رجوع شود به سرچ گوگل در مورد داستان ها)بابا چقدر انگشت تون را میخواهید بزارید روی عقاید مردم و براشون تصمیم بگیرید بابا به خدا ما میدونیم چی خوبه چی بده دست از سر این مردم بردارید من با 50 سال زندگی مشترک با شوهرم میدونم که این سریال ها فقط واسه سرگمیه و تازه هی شوهرم میگم که ببین اینم عاقبت خیانته اگه اون مرتیکه میدونست ... (قسمتی از بیانات فاطی خانومینا).
4. مرداد ماه 88 هر روز در ایران" بی بی سی: یک نفر به ضرب گلوله در خیابان فرعی در حوالی میدان انقلاب ... . صدای آمریکا: مردم ایران امروز نشان دادن که ما آزادیخواه ترین ... . پرس تی وی: یک زن محجبه مسلمان مصری در آلمان ... . شبکه خبر: ... در همین رابطه به استان زیبای گرمسار میریم تا ببینیم غذای محلی این ... . فارسی وان صدای آشنا با بهترین سریالهای خارجی. امروز یک سایت خبری مثل شاهد شما (این شبکه خیلی شبکه ... ،خیلی کانال ...، بابا اگه ندیدین برین یه سر به هش به زنین دیگه. قول میدم که دیگه ..." (برداشت آزاد بیشتر شرح نمدیم تا کسی به خودش نگیره)

پايان راه زن ستيزي در ايران و يا عدم توان شنيدن پاسخ منفي.

يك مقاله راجع به كانال فارسي وان داشتم كه تو هفته گذشته نشد كه آپ كنم توي فرصت ديگر حتما اين كار را انجام خواهم داد.

خوب وزرا را هم انتخاب كردند. سه زن در ميان آنها به چشم ميخورد. اما چرا آقاي رئيس اينقدر دارند از خودشون تواضع نشان ميدهند؟ آبي كه رفته به جوي باز نخواهد گشت! البته خيلي ها عقيده دارند كه اين كار رييس براي نشان دادن حسن نيت به بانوان است و يا اينكه ايشان دارند كار هاي رقيبان اصلاح طلب خود را كپي برداري ميكنند تا به مردم بگويند كه من همان كاري را كه دوستان معتمد شما به شما قول داده بودند انجام دادم پس ديگر بهانه نياوريد و به من اعتماد داشته باشيد.
اما به نظر من مسئله به اين سادگي ها نيست احمدي نژاد اصلاً نميتواند چنين روحيه اي داشته باشد چرا كه او حتي به رهبر حامي خود نيز اعتنايي ندارد و تنها كار خود را انجام ميدهد به نقل از ر. مشاعي م. احمدي نژاد هر برنامه اي را كه به نظر صحيح باشد را انجام ميدهد و عواقب آن را هم هر چه باشد ميپذيرد. تا اينجا هم كه اهداف خود را پيش برده است حتي قريب به 13!!!! ميليون ايراني نيز نتوانستند او را به عدم مشروعيت متهم سازند. پس چرا او وزراي زن را انتخاب نموده است؟
با نگاهي به كابينه دولت دهم ميبينيم كه اين بار احمدي با صراحت كامل و به روشني در حال ايجاد يك نظام هماهنگ درون دولتي است حتي اين كابينه آنقدر هماهنگ است كه توانسته آقايان خامنه اي و لاريجاني را به وحشت اندازد در اين زمينه ميتوان به حوادثي كه پس از تنفيذ و معرفي كابينه اتفاق افتاد اشاره نمود. رهبري جلوي احمدي ايستادند و او نيز در مقابل بجاي دست بازو ايشان را مورد بوسه آتشين خود قرار داد سپس به مشاعي نيز امكان ديگري داد تا او باز هم همواره در كنار او باشد. بعد از چندي كه گذشت و كابينه مشخص شد رفسنجاني نيز در اقدامي همگان را شگفت زده كرد و از مواضع رهبري حمايت نمود. به نظر اين درست نيست كه بگوييم رفسنجاني از ترس بركناري از رياست اين كار را انجام داده است چون ايشان بسيار با هوش تر از اين هستند كه خود را تا اين حد كوچك كنند.
يك احتمال در اينجا وجود دارد كه به نظر من دور از ذهن هم نبود و آن اينست كه پس از انتخابات و سخنراني رهبري براي سرپوش گذاشتن روي شيطنتهاي احمدي در انتخابات ايشان پس از ديدن خشم مردم و ميزان دلبستگي احمدي نژادي به خويش به اين نتيجه رسيدند كه بدون ايجاد آزردگي خاطر براي جناب رئيس با دستورالعملهايي براي ائمه جمعه با سياستي دو جانبه در آرام ساختن اوضاع قدم بردارند. هيچ بعيد نيست كه ايشان در اين باره با شخص آقاي رفسنجاني نيز گفتگويي داشته و از ايشان راهكارهايي را درخواست كرده اند. رفسنجاني با دعوت به حمايت از رهبري نتنها خود را بلكه ميخواهد نظام را نيز بيمه كند. اين موضوع كه خامنه اي ممكن است به مانند گذشته از احمدي حمايت ننمايد را ميتوان در آينده اي نزديك مشاهده نمود.
اما چرا احمدي اينهمه هماهنگي را لازم دارد؟ با نگاه به گذشته كاري او ميتوان فهميد كه هر شخصي كه با رئيس مخالفتي داشته باشد بايد اذل شود و فرقي هم نميكند كه تا چه اندازه به حكومت پايبند است اين موضوع را حتي خود آقاي رئيس هم چنيدن بار در مصاحبه خود در تلويزيون اعلام داشتند. و بطور غير مستقيم گفتند كه حتي اگر شخصي با من در برنامه ها مخالفت هم ننمايد اما بجز من به شخص ديگري گرايش داشته باشد بايد اذل شود حتي اگر ايشان مانند هلو باشند! با دانستن چنين روحيه لطيفي از آقاي رئيس آيا شما انتظار نداشتيد كه ايشان براي هماهنگي بيشتر از جنس لطيف بهره بگيرند؟
با تمام اين تفاصير شدت و ميزان مقبوليت آقاي رئيس را ميتوان در برخورد مجلس با وزراي ايشان ديد. احتمال دارد كه احمدي براي برداشتن حساسيت از روي برخي از وزرا اقدام به انتخاب اين بانوان نموده باشد. به هر ترتيب مقصود هر چه باشد از نظر مردم تنها بك رئيس است. و ميتواند هر شخصي را كه بيشتر دوست دارد نصب يا اذل نمايد.

از دست مبارک به بازو

4سال پیش وقتی احمدی نژاد به ریاست رسید از فرط خوشحالی حکم تنفیذ خود را با شوق فراوان از دست مقام اولی ایران دریافت نمود و بی درنگ بر دست او بوسه ای از عشق و الفت نسار نمودند. 4سال بعد از آنروز دوباره احمدی با حمایت خامنه ای به ریاست رسید و جنجالی را آفرید که همه را شگفت زده کرد اما چه شده که احمدی آنقدر از دست حامی خود نارحت بود که این بار به بوسیدن بازو اکتفا نمود و کمر خود را در مقابل هیبت ایشان خم نکرد.؟!