وقتی آقای مفصر خبر تا میتونه به این کنفرانس و اون کنفرانس میره و با این مدیر و ذون سیاست مدار و این ریس جمهور و اون تلویزیون ملاقات میکنه دیگه وقتب نداره تا به مسایل مردم جامعه درست نگاه کنه. این آقایون دست کمی از متوهمین حکومتی ما ندارند ننها فرقشون اینه که در نقطه مقابل هم هستند اما استراتژیشون یکیه این میگه فقر و بدبختی کمه اون میگه زیاده این میگه دولت دزده اون میگه آقای مفصر جاسوسه!
اما از اونجایی که آقای مفصر منتبد وضعیت موجود هست نباید دقیقا مسیری را طی کنه که داره از اون انتقاد میکنه. وقتی شما به عنوان مفصر و نماینده بخشی از افکار عمومی حرفی را مطرح میکنید باید از روی حقیقت باشه نه اینکه ذهن موکل خود تون را به سمتی هدایت کنید که به نامیدی مفرط دچار بشه.
نکته جالب اینجاست که این نماینده و وکیل منتقد تا زمانی که معروف نشده و جایگاه مناسبی در میان مردم بدست نیاورده به واقعیتهای موجود نزدیکتره تا زمانی که پشت میز میشینه و یک گروه برای رسیدگی به امور موکلین خود تشکیل میدهد. هر مقدار این نماینده سمت بالاتری پیدا میکند از موکلین خود بشتر فاصله گرفته و در تفصیر اوضاع حاکم بیشتر دچار توهم میشود. گتهی این توهمات به مرز کمدی نزدیک شده و نتنها زرای موکلین سودی ندارد بلکه در اغلب اوقات کاملا به ضرر آنها تمام میشود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر