اینگونه است که آفتاب هر صبح از مشرق زمین برمی آید و شبا هنگام در پشت کوهساران نومیدی به خون مینشیند.
وطن در این میان بی بهره از طلوع و غروب در خواب زمستانیست،
ما در جستجوی خاکستر اندیشه سبز
بی هیچ تکاپویی محکوم به ذوب
و خدا به حماقتمان میخندد.
پیکاشو
دیر زمانیست که از عمر این قطعه ساز شده میگذرد در همان هنگام که فروهر ها به خون غلطیدند در توضیح آن اینطور نوشتم که آتش زیر خاکستر انقلاب ۵۸ در دلها با لبخند اصلاحات زبانه کشید اما این آتش همچنان فرزندان پاکروانش را میبلعد مردم از چنگال ضحاک به خدا پناه میبرند و خداوند از اینهمه حماقت انگشت حیرت به دهان گرفته چگونه مردمی بدانسان آزاده به این حقارت افتاده اند. شکست اصلاحات از آن روزگاران برایم مبرهن بود.
تقارن سالهای اخیر با خیزشهای ملل مختلف بر سر ارتقای شرایط انسانی بدون توجه به ملیت و مذهب بالاخص در کشورهای عربی در ذهن هر بیننده ای این را تداعی میکند که این بار جهان در انتظار پیامبری دیگر است که از جنس پیامبران گذشته نیست. از نوع بشر نیست اما به نوع بشر عشق می ورزد. پیامبری که این بار میخواهد با جهل اعتقادی مبارزه کند و بتهای سنگی و ستبر ایدئولوژیک اذهان گرفتار را با پتک هایی از جنس آگاهی و روشنایی برای همیشه خرد کند. جهالت آکادمیک و منظمی که طی سه دهه اخیر بر افکار ایرانیان گسترده شده بود چندی پیش با جنبش سبز دچار بی نظمی شد که لرزه های آن گویی اقدامی در جهت بیداری ملل خوابزده جهان بود. مللی که از روی حماقت دیده به دستان پروردگاری دوخته بودند که همواره آنها را از این راه بر حذر می داشت.
امروز جهان میبیند که بذر آگاهی در هر زمینی ولو بایرترین آنها میتواند به ثمر بنشیند. ثمره ای که در سایه آن خواب از را چشمان مزدوران و مستبدان میگریزاند. ثمره ای که طعم آن در دلها مزه می شود آنگاه که گریه جوان مصری اشک را در چشمان ایرانیان مینشاند و صدای غریوشان بند دلهای ظالمان را می گسلاند.
شاید چندی پیش بیداد جهالت در ایرانم را علاجی نمیدیدم و چه بسا امروزپیراهن عمرش را در تمامی دنیا آنچنان نخ نما میپندارم که گویی رویایی بیش نیست.
چندی از دوستان بر این باورند که ممکن است جمهوری اسلامی دیگری در حال تولد باشد که اینجانب احتمال این رخداد را بنا به دلایلی خیلی ناچیز میدانم.
دردنیای عرب جز عده ای تحت نام القائده به شریعت و حکومت اسلامی اعتقادی ندارد بنا به یک نقل قول معروف از نظر اعراب نکته نامفهومی در تعالیم اسلام و قرآن وجود ندارد تا شخصی همچون خمینی با تبلیغ کردن نادانسته هایی از اسلام بتواند سکان جامعه را به دست بگیرد.
به علاوه با وجودی که بسیاری از سران خودکامه عربی داعییه سکولاری را دارند بعضا دیده میشود که احکام شرعی در نحوه و نوع مجازات مردم اعمال میشود.
همچنین نباید این موضوع را نادیده گرفت که زنان امروز این جوامع در پیشبرد اعتراضات نقش موثری دارند و خواسته بخش عمده این زنان برابری حقوقی است که با حکومت های اسلامی نظیر ایران و طالبان و عربستان هرگز براورده نمیشود.
امروز مردم دنیا بدنبال حقوق انسانی و اجتماعی خود هستند تا در سایه آن بتوانند به سایر خواسته های خود برسند عنصری که در سه دهه قبل از این در میان ایرانیان کمیاب بود و غالب مردم با شعارهایی که بیشتر رنگ و بوی اقتصادی داشت به سمت از بین بردن کلیه حقوق خود گام برداشتند.
اگر تنها به همین سه دهه گذشته ایران نظر بیاندازیم متوجه خواهیم شد که تکامل و پیشرفت سطح آگاهی مردم با مشقت فراوان به دست آمده و همین امر محکمترین پشتوانه و دارایی سایر مللی است که امروز خواهان بسط و گسترش عدالت و نابودی استبداد رای هستند. سه دهه طول کشید تا ایرانیان در یک تحقیق علمی بزرگ به ملل کشورهای در حال توسعه بیاموزند که تحقق شعارها تنها با تضمین رعایت حقوق انسانی و مدنی جامعه میتواند محق شود و هر بستر دیگری غیر آن مسیر حرکت را به سراشیبی سقوط به درون دره استبداد هدایت مینماد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر